مقدمه اي بر ضرورت كاربرد هنر در احداث فضاي سبز

مقدمه اى بر ضرورت كاربرد هنر در احداث فضاى سبز:
به طور غريزى و حتى ناخودآگاه هر انسانى تمايل و كششى خلل ناپذير به سوى طبيعت در خود احساس ميكند. طبيعتى به دور از زندگى ماشينى عصر جديد. معمارى زمين عبارت از هنر آرايش زمين اعم از ساخته شده و پوشانيده شده توسط گياه است،به طورى كه حداكثر آسايش روانى و جسمى استفاده كنندگان فراهم شود. بدين ترتيب منظر سازى در يك زمين به منظورهاى مختلف مثلا پارك يا محوطه دانشگاه يا بيمارستان، با يكديگر فرق خواهند داشت. اين حرفه در حدود يكصد و چند سال پيش در ايالات متحده امريكا توسط fredric law clmstead به وجود آمد و اهميت ان نظير حرفه معمارى با احداث پارك مركزى نيويورك توسط همين شخص،به معماران و مهندسان عملا نشان داده شد و از آن پس به صورت يك رشته دانشگاهى در آمد. با صنعتى شدن و نياز مبرم مردم به فضاى باز و سبز در شهرها اين حرفه جاى خود را در ميان ساير رشته هاى هنرى و مهندسى باز نمود، به طورى كه در كشورهاى آمريكا،انگليس و اسكانديناوى به صورت حرفه اى مستقل با حق و حقوقى قانونى در آمده و در بعضى از ايالات آمريكا مهندسان و معمارام حق انجام كارهاى مربوط به اين حرفه را ندارند. حال با توجه به ماشينى شدن زندگى بشر اين سوال پيش مىآيد،آيا بايد ماشين ها را از خود راند؟ بايد از تمدن شهرى گريخت؟ به جنگل ها بايد رفت و يا چون آدميان اوليه در غارها زيست؟ جواب سوالات بالا مسلما منفيست،زيرا بشر با سلاحى استوار به ميدان مى آيد و آن هنر است. هنر غريزه بشرى را همچون كودكى در آغوش مادر طبيعت قرار ميدهد و او را مى نوازد و آرامش ميبخشد. هنر فرياد رس ما در اين وانفساى زندگى ماشينى خواهد بود. هنر همچون نقش فشرده اى از زيبايىهاى طبيعت ،انسان امروزى را اغناء ميكند و او را در ارتباط دائم با اصل خويش نگاه ميدارد. تاريخ هنر خود بيانگر نفش حياتبخش در زندگى آدميست. از نقاشى انسانهاى اوليه از طبيعت اطراف خود در غارها تا گالرى نقاشى امروزى، از نواختن چنگ باربد تا آثار بتهوون و پيانوى معروفى، از باغهاى معلق ديروزى (بابل) تا پاركهاى كنونى همگى اثباتى بر اين مدعايند كه آدميان زندگى را فقط با هنر ميتوانند تحمل كرده و از آن لذت ببرند. و در اين راستا معمارى مناظر خود يكى از پر مسئوليت ترين هنر ها ميباشد كه ميتواند روح آدمى را از خستگى و تكرار و از عصبيت و هرج و مرج رهايى بخشد و طبيعت نمايى و طراحى باغ و پارك يكى از ظريفترين و دلنشين ترين سرچشمه هاى اين هنر است. در طراحى پاركها و شهرسازى بايد در نظر داشت كه توزيع اين سطوح بايد به صورت يكنواخت انجام پذيرد تا مجموعه يك شهر و هر محله از اين سطوح برخوردار باشند. به طور علمى فاصله هر فرد تا فضاى سبز حدود 400 متر در نظر گرفته ميشود. و حداقل فضاى لازم براى هر فرد ساكن در شهر حداقل 15 متر مربع الى حداكثر 50 متر مربع ميباشد. البته در كشورهايى نظير آلمان، سوئد،دانمارك و سؤيس اين فضاى سبز به 50 الى 60 متر مربع نيز ميرسد. به هر جهت نوآورى و ابتكار نيز در هم آميخته با الفباى كار طراحى و معمارى از ضروريات است؛تا با جلوگيرى از اجراى طرحهاى تكرارى بر اثر مرور زمان بر خستگى روحى شهروندان نيفزاييم. شايد اين مختصر مقدمه نگارنده نتوانسته باشد لزوم هنر معمارى مناظر و ضرورت احداث فضاى سبز را بيان نمايد ولى به هر روى تلاشى است در اين زمينه و اميدوارم نظر اساتيد ارجمند فنون شهرسازى و اكولوژيست ها و معماران عزيز و در كل معماران فضاى سبز را بدين سوى جلب نموده تا عامه مردم از فيض دانش اين بزرگواران بهره مند گردند.
تا بعد.

چشم اندازي از رشته ي مهندسي فضاي سبز در ايران و خارج از كشور

به نام خالق زيبايىها "خداوند زيباست و زيبايى ها را دوست دارد"پس بياييد دست در دست هم زيبايي ها را خلق كنيم! سلام،امروز اولين روزيه كه ميخوام براى شما دوستان در اين وبلاگ خودمونى مطلب بنويسم، البته اگه بشه اسمشو مطلب گذاشت در واقع گپى دوستانه. دوست دارم صادقانه نظر بديد! براى شروع بهتره چشم اندازى از رشته مهندسى فضاى سبز در داخل و خارج از كشور به طور مختصر داشته باشيم؛ حدود 16 سال پيش وزارت علوم و سازمان سنجش كشور با توجه به كمبودهايى كه در زمينه فضاى سبز شهرى وجود داشت و كمبود نيروى متخصص تصميم گرفت اين رشته را تأسيس كند و اين اولين گام مؤثر در اين زمينه بود. ولى اونا به اين موضوع توجه نكردند كه صرف اوردن يك رشته به تنهايى كافى نيست و در راستاى اين گام بايد آن را نهادينه كنند و به معرفى و شناساندن آن رشته به سازمان ها و نهادها و گروه هاى مرتبط و عموم بپردازند كه متأسفانه بعد از 16 سال هنوز به اين مهم دست نيافته ايم! به طورى كه اغلب مسئولينى كه در بخش آموزشى فعاليت ميكنند نيز اين رشته و جايگاه و كارآيى آن را نميدانند چه برسد به بخش هاى ديگر و عموم مردم!متأسفانه نام اين رشته نيز گوياى كارايى آن نيست كه اين اولين اشتباه سازمان سنجش در نهادن يك نام ناملموس بود. اى كاش حداقل يك كلمه "طراحى"قبل از فضاى سبز قرار ميدادند هر چند كه اين رشته فقط در زمينه طراحى وارد نميشود و بخش اجرايى را نيز شامل ميشود كه آوردن كلمه"معمارى" گوياى هر 2 بخش بود. بگذريم سخن در اين باب نه تنها ديگر مشكلات در اين بخش را حل نميكند كه خارج از حوصله ى من و شماست! در ايران اين رشته فقط وارد زمينه "كاربردى" ميشود و متخصصان در نهادهاى دولتى و شركت هاى خصوصى مشغول به كار ميشوند. بر خلاف تصور خيلى ها اين رشته فقط شامل بخش نرم افزار ،كه همان بافت نرم گياهه،نيست بلكه بافت سخت ،كه استفاده از مصالح ساختمانى است،را نيز در بر ميگيرد. امروزه مبحث "hard scape " كه شامل استفاده از انواع كفپوش ها،نرده،حصار، دالاژ،مجسمه،المان هاى شهرى،آبنما،فواره، استخر،تراس بندى،پله و ... است جايگاه ويژه اى پيدا كرده است. نورپردازى نيز جايگاه خاص خود را دارد. به مجموع اين ها ميتوان گفت: دكوراسيون خارجى ،معمارى محوطه و... .البته مبحث "interior scape " (طراحى داخلى در اين رشته) نيز جايگاه ويژه اى دارد كه شامل طراحى داخلى اداره ها،آپارتمان ها و ... است پس اين رشته در زمينه هاى خاصى مثل طراحى فضاهاى داخلى اداره ها، آپارتمان ها،استخر هاى سر پوشيده،به كار بردن المان هايى در داخل هتل ها و رستوران ها و ... "دكوراسيون داخلى" را نيز شامل ميشود. در خارج از كشور اين رشته وارد 2 بخش "مطالعاتى" و "كاربردى" ميشود. در كشور هاى اروپايى و آمريكايى اين رشته بسيار پيشرفت كرده و بسيار مورد اهميت است. تا بعد