تا آن هنگام که موجودی به صورت ثابت در مکانی استقرار یافته و داعیه‌ای برای حرکت مکانی ندارد جهت‌یابی برای او بی‌معنا است.هر موجود زنده محتاج به حرکت می‌باشد و عوامل بسیاری در تشکیل تصویر ذهنی و تعیین قواعد جهت‌یابی او مؤثر است. (آناتومی بدن موجود زنده، محلی قرارگیری اعضای اصل ادراکی وی، نوع ابزارهای حرکتی حیوان، وضعیت قرارگیری بدن ـ عمودی، افقی یا مایل ـ و…) این عوام قواعد جهت‌یابی خاصی را در موجود پدید می‌آورد که جهت‌یابی در انسان (بالا، پایین، راست، چپ، جلو و عقب) نیز براین اساس استوار است.خلق محیط مصنوع از دیرباز توسط انسان بر این قاعده شکل گرفته است: قوة عاقلة او نیز (اصل دانستن نظام عقلانی و ریاضی و شمول هندسه بر محیط مصنوع) آن را تایید می‌کند. و به طور کلی از نظر روان‌شناختی لازمة (میدان ادراکی) یا (فضا) از نظر انسان وجود قواعد جهت‌یابی و شکل‌گیری محیط براساس آن قواعد است و نبودن قواعد، مساوی با سردرگمی، احساس ترس ـ وحشت و عدم آرامش و شرایط روانی سکونت و امنیت می‌باشد.
علاوه بر عناصر خطی (آب گذرها و میان کرت‌ها) که در راستای چهار جهت اصلی قرار گرفته است، دیوارها به عنوان محصور‌کنندة فضا در تعریف فضا و میدان ادراکی که منطبق بر گرایش درونگرایانة ایرانیان و مسلمانان نقش خاصی را ایفا می‌کنند.
 
 
 
www.cafedexign.com  :منبع